خلاصه فیلم :
دو زن جوان آمریکایی به اسامی ویکی و کریستینا برای گذراندن تعطیلات تابستانی نزد یکی از اقوام دور ویکی در شهر بارسلون در کشور اسپانیا می روند . ویکی زنی احساساتی است که بزودی قصد ازدواج با نامزدش داگ را دارد که مردی قابل اطمینان اما غیر رمانتیک است . کریستینا نیز دختری خوشگذران است که قصد دارد در بارسلون ماجراهای جدید عاطفی را تجربه کند . آنها در شهر با مرد نقاشی به اسم جوان آنتونیو آشنا می شوند که هنوز با همسر سابقش ماریا ارتباط دارد . کریستینا در اولین برخورد تحت تاثیر جذابیت جوان قرار می گیرد و در ادامه آنها بیشتر با او معاشرت می کنند تا اینکه سرانجام ویکی با جوان رابطه ای عاطفی برقرار می کند . در ادامه ویکی احساس گناه می کند و تصمیم می گیرد رابطه اش را با جوان قطع کند اما کریستینا رابطه خودش را با جوان نزدیکتر می کند تا اینکه سر و کله همسر سابق جوان یعنی ماریا نیز پیدا می شود و کریستینا پی می برد هنوز هم آنها بهم علاقمند هستند و از سوی دیگر ویکی نیز به جوان علاقمند شده است ...